عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
115
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
هر كار نيكى كه پيش كردهء بيش كن و اندوهت را بر آنچه كه از تو فوت شده است از ان بسيار گردان . 122 استخر و لا تتخيّر فكم من تخيّر امرا كان هلاكه فيه : از خدا خير بخواه و خود مختار مباش اى بسا كه اختيار كرده است آن چه را كه هلاكت وى در او است 123 استعمل مع عدوّك مراقبة الإمكان و انتهاز الفرصة تظفر : در كار كيفر از دشمنت چشم به راه وقت و بانتظار بدست آوردن فرصت باش پيروز مى شوى . 124 أنعم تشكر و أرهب تحذر و لا تمازح فتحقر انعام كن سپاس گذارده شوى بترس بر كنار باش مزاح مكن كه خوار مى گردى . 125 أذكر عند الظّلم عدل اللّه فيك و عند القدرة قدرة اللّه عليك : بگاه بيدادگرى داد خداى را به ياد آر و بهنگام توانائى توانائى خدا را بر خودت متذكّر باش 126 اضرب خادمك إذا عصى اللّه و اعف عنه إذا عصاك : خدمتكارت اگر خدا را نافرمانى كرد بزن و اگر تو را نافرمانى كرد بگذر . 127 اصبر على عمل لا بدّ لك من ثوابه و عن عمل لا صبر لك على عقابه : بر دو كار صبر كن يكى كارى كه ناگزير از ثواب ديگر كارى كه ناتوان از تحمل عقاب آنى ( آن را بگذار و اين را واگذار ) . 128 اعمل عمل من يعلم أنّ اللّه مجازيه بإساءته و إحسانه : كار كن كار كردن كسى كه ميداند ( و يقين دارد ) كه خدا كار بد و نيكش را پاداش مىدهد 129 الزم الصّدق و إن خفت ضرهّ فإنهّ خير لك من الكذب المرجوّ نفعه : راستى را به كار بند گو اين كه از زيانش بترسى چرا كه آن براى تو بهتر از دروغى است كه اميد سودش را داشته باشى 130 أستر العورة ما استطعت يستر اللّه سبحانه منك ما تحبّ ستره : تا مى توانى عيب پوش ديگران باش تا خداوند پاك عيبى كه پوشاندن آن دلخواه تو است از تو بپوشاند . 131 اغتنم صنايع الإحسان و ارع ذمم الأخوان كارهاى نيك را غنيمت بشمار و پيمان با برادران را نگهدارى كن . 132 أشعر قلبك التّقوى و خالف الهوى تغلب الشّيطان : زيرپوش تقوا را بدلت در پوش و هوا را مخالفت كن شيطان را درهم مى شكنى . 133 اطرح عنك واردات الهموم بعزائم الصّبر